العلامة المجلسي
565
حياة القلوب ( فارسي )
پس شيطان حسد برد بر ملازمت زن ايّوب بر خدمت أو وبه نزدش آمد وگفت : آيا تو خواهر يوسف صدّيق نيستى ؟ گفت : بلى . آن ملعون گفت : پس چيست اين مشقت وبلا كه من شما را در آن مىبينم ؟ آن عالمهء صابره در جواب فرمود : خدا به ما چنين كرده است كه ما را ثواب دهد به فضل خود ! ودر وقتي كه عطا كرد ، به فضل خود عطا كرد ، پس گرفت تا ما را امتحان فرمايد وثواب دهد ، آيا ديدهاى انعام كنندهاى بهتر از أو ؟ پس بر عطاى أو شكر مىكنم أو را ، وبر ابتلاى أو حمد مىگويم أو را ، پس جمع كرد براي ما دو فضيلت را با هم : مبتلا گردانيده است ما را تا صبر كنيم ، ونمىيابيم بر صبر قوّتى مگر به يارى وتوفيق أو ، پس أو را است حمد ومنّت بر نعمت ما وبلاى ما . شيطان گفت : خطاى بزرگى كردهاى ! بلاى شما براي اين نيست . وشبههاى چند بر أو القا كرد وهمه را أو دفع كرد وبرگشت بسوى ايّوب عليه السّلام به سرعت وقصه را به آن حضرت نقل كرد . ايّوب عليه السّلام فرمود : آن شخص شيطان است ، وأو حريص است بر كشتن من ، به خدا سوگند خوردهام كه تو را صد چوب بزنم اگر خدا مرا شفا دهد براي آنكه گوش به سخن أو دادهاى . پس چون شفا يافت دستهاى از تركههاى باريك گرفت از درختى كه آن را « ثمام » مىگفتند ، ويك مرتبه همه را بر أو زد تا مخالف سوگند خود نكرده باشد . وعمر حضرت ايّوب عليه السّلام در وقتي كه بلا به آن حضرت رسيد هفتاد وسه سال بود ، پس حق تعالى هفتاد وسه سال ديگر بر عمر أو افزود « 1 » . مؤلف گويد : آنچه در علت قسم ياد كردن ايّوب عليه السّلام پيشتر گذشت ، آن محلّ اعتماد است اگر چه ممكن است كه هر دو واقع شده باشد .
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 141 .